حسن مرسلوند

39

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )

چوبين و نظمى درحالىكه همه لباس شخصى پوشيده و گيوه به پا كرده بودند ، وارد محل شهربانى شده و به من گفتند : « اگر كسى عارض شود او را راه مده و بگو فردا صبح بيا . سه نفر از آنها وارد زندان شده و گفتند حاج آقا را بياوريد . من خيلى كنجكاوى كردم كه بر اسرار آنها واقف شوم . مرحوم ديبا را با حال بد و در صورتى كه دستبند به دست او و پابند به پايش زده بودند ، وارد اطاق شهربانى كرده بر صندلى قرار داده ، فروتن پشت ميز نشسته در صورت ظاهر شروع به بازپرسى نمود . در همان اثنا فدوى از اطاق خارج و به گوشهء حياط شهربانى رفته ، دستمالى را با خود آورده و پشت سر پنهان نمود كه من آن را خوب مىديدم به مجرد ورود به اطاق صداى اوخ از حلقوم ديبا خارج شد و صداى افتادن او به گوشم رسيد . من براى اينكه خوب مطلع شوم تفنگ را به در تكيه داده از پنجره مشرف به درون اطاق شدم و خوب تماشا كردم ، ديدم ديبا را بر زمين انداخته ياور جهان‌سوزى پاى خود را بر گردن او نهاده و فدوى روى سينهء او ايستاده كمى خم شده دست به گلوى ديبا برده بود ، هادى نظمى هم شانهء آن مرحوم را سخت گرفته و فروتن هم روى پاى او نشسته بود . چوبين هم سرش را نگاه داشته بود . با اين حال و با اين عده مدت بيست دقيقه طول كشيد تا از عمل خفه كردن و قتل فارغ شدند ، تقريبا يك ساعت و نيم بعد از نصف شب عمل قتل به انجام رسيد . » سرانجام محمد كاظم جهان‌سوزى در ساعت 8 و ربع بعد از ظهر 25 شهريورماه 1321 پس از چندين جلسه محاكمه ، به اتهام معاونت در قتل مدرس و ديبا به پنج سال حبس با اعمال شاقه محكوم شد . [ 1 ]

--> [ 1 ] م : 1 - سيفى فمى تفرشى ، مرتضى . پليس خفيهء ايران . 2 - معتضد ، خسرو . پليس سياسى . 3 - مكّى ، حسين . تاريخ بيست سالهء ايران ، ج / 5 . 4 - روزنامهء باختر ، دورهء سوم ، شمارهء 22 .